شعر خلق جهان – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

این صدا چیست
در دل کوه
ای گل سرخ؟
شاید نغمه ی چوپانی
در تنهایی…
شایدم تن زخمی ز تیر
آهویی است
در دل دشت
که به خیال بره ی گشنه اش
می میرد…

شاید نغمه رودی است
که ره می پوید

یا که شاید
سوز دل ریش ریش
عاشقی شبگرد است
که شباهنگام
دل دریا زده اش را
به کوه بنهاد
*
ناگهان قطره ای شبنم
از چشم گل سرخ
چکید
سراپا لرزید
و به شرم
که سرخ نمود گونه هایش را
گفت:
همه این نغمه و خاطره و خواهش و نجوا
در دل این صحرا
که تو می گویی،
نقش کلک خیال انگیز «او» است
او که خالق کل است
و گل است
و همه خلق جهان
شعری می ماند
که شبی گفت
و پراکند در این صحرا
اینجا
آنجا و همه جا.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
– اشارتی است بر خلق و خالق جهان

مطالب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست