شعر سفر – دلشاد بخشوده

من نه آنم که همیشه در سیر و سفر باشم
جز تو در این عالم فکر یار دگر باشم
گر در سفرم عاشق و دیوانه ام من
با تو در آن من هم در شور و شرر باشم
در بتکده ی قلبم تو جا و مکان داری
همراه تو من هم در چشم و نظر باشم
در خواب و خیالم هم بردی امانم را
آرام نگیرد دل گر سود ضرر باشم
دلشاد از این دنیا چیزی نمی خواهد
یاری مثال شمع چو نور ظفر باشم

دلشاد بخشوده

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

مطالب پیشنهادی

فهرست