شعر لب لعل – حامد نوروزی

دوش ازلب لعل نوشیدم باده ازدست دوست
تاکنم جان وتن فدای نام دوست
دام اوزلف است وخالش دانه آن دام
ازبرای دانه ای افتاده ام دردام دوست
میل من سوی رسیدن وقصداوسوی جدایی
ترک کام خویش کردم تابرآیدکام دوست…

حامد نوروزی

مطالب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست