شعر یقین – حسن مصطفایی دهنوی

شعر و ترانه, نوشته های حسن مصطفایی دهنوی

« يقين »
اگر ما خدا را ، يقين داشتيـم
تبهكاري از خود ، نه بگذاشتيـم
اگر معتقـد مي شديم بر امر حق
به دزدي چرا صد كمين داشتيـم
وفـاي محبـان چـرا كم شـده
اگر ما محبت بر آن داشتيـم
درستي و تقوي و ايمان خلق
چرا ما ز خود سهـل پنداشتيـم
اگر غَره1 نَـبْود2 بر اين كار دهـر
چرا ساده اين دهر انگاشتيـم
اگر ما به كردار حق قائليـم3
چرا كار حقـي نـيفراشتيـم
ز كـردار نيكان نيكو سرشـت
كه بود است، ما دست برداشتيـم
حسن كار نيكان ، نكو شد بجو
كه بر جستجو ما تو را داشتيـم
٭٭٭
1- مغرور – فريفته 2- نباشد 3- معتقد بر چيزي
حسن مصطفایی دهنوی

برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

20 − سه =

مطالب پیشنهادی

فهرست