شعر هشتمین خورشید – نجیبه محمدی

شعر و ترانه, نوشته های نجیبه محمدی

قلب من بی خواب ترین ساعت خورشید هست
تپش خانه ی این سوخته در گوش کبوتر ها یت شعر می خواند شعر
و دلم داس شده
مزرعه ی صبر مرا می چیند
آخر ،ای سایبان خیس باران زده ی صبح
تو صبوری خدا را از کجا آوردی؟
من برای تو کبوتر شده ام
وبرایت چشمانم، سوره ی باران را می خواند
وتو پنهان ترین خور شیدی
سایبانی برای دشت اندوه خلایق شده ای
ای تو معصوم ترین اقیانوس!
بی صدا آمده ای در دل من
ودرآغاز نگاهم به خدا ساکن شده ای
تو تماشای مرا دریا کردی
منظر چشم تو را قربانم
من تو را با بهاری ترین چشم جهان می جویم
تا که در ناب ترین وقت خدا
بر دامن تو جان بدهم.
نجیبه محمدی

مطالب پیشنهادی

2 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • حامد
    1398-08-06 08:38

    درودبیکران مثل همیشه عالی بود موفق وپیروزباشید

    پاسخ
  • محمد
    1398-08-12 10:10

    شعر هشتمین خورشید نجیبه محمدی خیلی عالی بود درود برشما شاعر برجسته ایرانی

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

یک × پنج =

فهرست