شعر هجوم گریه ها – فرزاد صفانژاد

شعر و ترانه, نوشته های فرزاد صفانژاد

دیشب هجومِ گریه ها روی سرم ریخت
یک لشگر ِغم بی تو توی بسترم ریخت
..
” خلوت شدم مانندِ دشتی بی تو ای کوه “
بی شانه هایت تکیه گاهِ آخرم ریخت
..
تنها شدم تن لرزه هایِ دست و خودکار
ویرانه تر از شهرِ بَم در دفترم ریخت
..
من در تو گم بودم تو در من رِخنه کردی
کافر شدم اَمّن یُجیب المَضطَرم ریخت
..
پشتِ سرت خون گریه کردم وقتِ رفتن
پشتِ سرم شب ناله های مادرم ریخت
..
فرزاد صفانژاد
..

برچسب ها

مطالب پیشنهادی

1 دیدگاه. جدید

  • حسن مصطفایی دهنوی
    2019-11-05 23:27

    درود ها
    بسیار زیبا سروده اید
    پاینده باشید

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

7 − 3 =

مطالب پیشنهادی

فهرست