1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. شعر و ترانه
  6. /
  7. شعر عید مولود – حسن مصطفایی دهنوی

شعر عید مولود – حسن مصطفایی دهنوی

« عید مولود »
عید مولود محمد(ص) عیدیـَس ، فرخندگی
عید مولودش بیامد ، زنده تـر شد زندگی
عید مولود پیمبر(ص) عیدیـَس، نیک و شریف
با شرافت باشد و با نیکی و پایندگی
خلق دنیا بنده ی حق می بُدن1 ، اما چه سود
راهشان در راه جهل و غیر راه بندگی
آن ابوسفیان با آن هند و با آن مردمان
در زمین مکه بودن ، در ره درّندگی
بولهب2 می بود و بوجهل3 و طریق جهلشان
از طریق جهل آنها ، تنگتـر شد زندگی
داد از آن کردار مردم ، داد از آن رفتارشان
تیغشان بر جان یکدیگر بُدش4 بُرندگی
تا که مولود محمد(ص) دیده شد بر هم بخورد
آن طریق جهل و آن خودکامی و سرکندگی
علم و دانایی آن ، آن مردمان را باز داشت
از طریق جهل و کار زشت در توفندگی5
چون محمد(ص) آمد و بر دین حق مبعوث شد
بندگان آزاد کرد از یوغ6 و بند بردگی
یاوران مولود آن ، از بهـر ما آسان نمود
راه دین و مذهب و آن راه و رسم زندگی
عید مولود است و عید مبعثـش با این دو عید
مردم دل مرده را ، آورد بـر دل زندگی
آن محمد(ص) خط نخواندست وخط ننوشته بود
لیک بـر ما خوانده ، آن بگذشته و آیندگی
درس و علمی را به دنیا،هیچ کس مثلش نگفت
هیچ کس مثلش نکردس، آن خدا را بندگی
عید مولودش به ما ایرانیان ، درسی بداد
تا که ما با درس آن باشیم و با جویندگی
هاتف غیب الهی، رو به ایران کرد و گفت
ملت ایرانیـان دین آورد ، آرندگی
رأی سلمان7،پیش پیغمبر قبول آمد که داشت
رأی حق را ، دور گردن همچو طوق8 بندگی
ملت ایران بُوَد ، آن حکم حق اجرا کند
همت والایشان تا آن دَم جنگندگی
هر که این دین محمد(ص) را عمل جداً نکرد
روز محشر نزد حق ، می باشدش شرمندگی
هرکه دستورات دین را سربـسر اجرا نمود
روز محشر نزد حق ، نَـبْود9 بر آن آزردگی
آنکه از دین صحبتی کرد و عمل واضح نکرد
آن دغلکاری کند ، دین را دهد افسردگی
کار ایران از زمان پهلوی شرمنده شد
کار این ملت غلط شد ، وای از آن شرمندگی
تا به پایان ناوریم ،آن طرز علم و معرفت
کی به پایان می رسد ، آن طرز سرافکندگی
تا خمینی(ره) بانگ زد، افراد دین رزمنده شد
سرفرازی می کند ، ملت از آن رزمندگی
آن خمینی(ره) بهر ملت ، راه دین آماده کرد
ملت ایران بکوشیدن ، بـر آن آمادگی
تا مدلّل شد طریق حق ، به ما ایرانیان
شد مُدلل تـر به ما ، آن راه و رسم زندگی
ما که داناتـر شدیم ، باید عمل بهتر کنیم
تا ضررها رفع گردد ، زآن ضررها خوردگی
کار حق وارونه نَـبْود ، ای برادر حق بگو
کار تو وارونه شد ، وارونه کردی بندگی
ای حسن ، امر خدا را می توان رفتار کرد
گر کنی از حزب شیطان، دوری و دل کندگی
٭٭٭
1- می بودند 2- ابولهب 3- ابوجهل 4- بودش 5- غرنده و غوغا کننده 6- چوبی که برگردن نهند 7- کندن خندق دور مدینه نظر سلمان فارسی بود 8- گردنبند- حلقه 9- نباشد

  شعر پرده ی آخر - علی ناصری (عین)
برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

5 + 1 =

آراد برندینگ
فهرست