شعر پاییزی با هزاران رنگ – ژیلا شجاعی (یلدا)

شعر و ترانه, نوشته های ژیلا شجاعی

بركه پر آب، از باران پاييزي مي شود
لب تشنه علفزار، دوباره سيراب مي شود
بيدار مي شود گويي جهان از خواب
هم همه اي در ميان شهر جاري مي شود
رقص شاپركها در كنار مرغزارها
با آب بازي مرغابي ها شادي برپا مي شود
صداي هم همه چلچله ها مي رسد به گوش
با خنده آنها، شاليزار پر از غوغا مي شود
روي زمين از همه رنگ، برگ ها مي ريزد
باز هم از هزاران رنگ ، فرشي پيدا مي شود
مي گذرند از كوچه ها تك تك عابران
صداي خش خش برگها به گوش مي رسد
نواي بلبلان مي پيچد در وسعت باغها
ترانه هاي عاشقانه باز آشكار مي شود
كوچ مي كنند پرستوهاي مهاجر
منظره زيبايي درآسمان نمايان مي شود
با بارش فرح زاي باران پاييزي
جاده اي سر سبز و رويايي پيدا مي شود

مطالب پیشنهادی

2 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398-09-06 23:55

    درود ها
    بسیار زیبا سرود ه اید
    پاینده باشید

    پاسخ
    • با سللم و عرض ادب و احترام
      ممنون و سپاس از همراهی پر از لطف شما

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

5 × یک =

فهرست