شعر دام دنیا – حسن مصطفایی دهنوی

شعر و ترانه, نوشته های حسن مصطفایی دهنوی

«دام دنيا »
عجب افتاده ام در دام دنیا
سرم پاكس ، از رفتار دنیا
مرا دردی به دل باشد فراوان
فراوانتـر از این کردار دنیا
سر و سامان من یاران بهم زد
سر و سامان بد ، افکار دنیا
سر و سامان خود مرغوبتر کرد
هر آنکس همرهـس بر کار دنیا
دراین دنیا ره دینداری اش نیست
فراخ 1 است آن ره آزار دنیا
تسلط کی بدست اهل دین بود
بُوَد2 در دست شیطان، کار دنیا
هر آن فردی عبادت بیشتر کرد
اسیرس دست هر اشرار دنیا
چرا رسم درست و راستی نیست
سراسر اندر این بازار دنیا
همان خشتی که اول کج نهادند
هنوزم کج بُوَد دیوار دنیا
به گُرز3 و مشت با جنگ دلیری
نـشاید رفت بر پیکار دنیا
بشر در دام دنيا زهر تلخی است
ولی خوش خط وخالس مار دنیا
غم خود را مکن جانا فراموش
مبادا خود شوی ، غمخوار دنیا
ز دنیا و غمِ دنیا بـترسید
حذر کن از غمِ بسیار دنیا
حسن نتوان به راحت زندگی کرد
به زیر زجرِ4 آفت بار دنیا
***
1- گسترده – باز 2- باشد 3- عمود آهنين 4- ستم – جور

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

پنج × 5 =

فهرست