1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. شعر و ترانه
  6. /
  7. شعر دیده ی روشن – حسن مصطفایی دهنوی

شعر دیده ی روشن – حسن مصطفایی دهنوی

« دیده ی روشن »
ای دیده ی روشن،تو بکن دور جهان سیر
همّت بـگمار و مطلب نانـی از آن غیر
بیدار شو ای دیده ، که حتماً نـتوان سود
بـنمود زِ مالی که بُوَد زحمت آن غیر
آن مال ، که بـر ما اثر نیک بـبخشد
مالی است که پیدا بـشود،از ره آن خیر
این دانش و این تجربه را پیـر جهانگرد
آن گفت:به من کرده ام این را زِ جهان سیر
هر بچه که اول به جهان،چشم کند باز
ناشی به جهان باشد و نادیده ی این دیر2
از عالم بگذشته ی دنیا ، خبرش نیست
کی صحنه ی بگذشته ی دنیا،کند آن سیر
آنها که در اطراف همان طفل صغیرنـد
باید بکنند رهبری اش را به همان خیر
آن خویش و اقارب3 که بر آن ره نـنمایند
خویشی نـنمایند ، بُوَند4 بدتر از آن غیر
هرکس که زِ اقوام خودش،جور و جفا دید
ناچار شود تابع جور و ستم غیر
ما را به جهان ، ثروت و مالی که نباشد
تا خرج نمائیم و کنیم دور جهان سیر
ناچار از این گنج قناعت ، بکنم خرج
تا خلق نصیحت بکنم از رقم5 شَیر6
نزدیک من این حرفِ حقیقت نـشناسند
باید بـزنم حرف حقیقت ، بـرِ آن غیر
تا بلکه غریبان ، سخنـم را بـشناسند
این حرف حسن ،محض صوابست ازآن خیر
٭٭٭
2- کنایه از دنیا 3- نزدیکان 4- باشند 5- نوشتن 6- پند دهنده – زیبا

  شعر دوشین دوباره - حامد نوروزی
برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

چهارده + 13 =

آراد برندینگ
فهرست