شعر رده پای سپید برف – ژیلا شجاعی (یلدا)

شعر و ترانه, نوشته های ژیلا شجاعی

زمستان است و فصل سرما
شده اند خونه نشین باز آدم ها
مشت مشت می ریزد شکوفه از آسمان
می نشیند بر دامن خاک آلود زمین ها
رختی از حریر می دوزد زمستان
بر تن خشک و یخ زده شاخه ها
می بافد فرشی از بلور
با آب یخ زده رودخانه ها
رده پای دانه های برف
پر شده بر قامت بلند جاده ها
شبی سرد است و سوز سرما
تیر می کشد تا مغز استخوان ها

مطالب پیشنهادی

2 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398-09-25 08:34

    درود ها
    بسیار زیبا و دلنشین سروده اید
    سربلند باشید

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

یک × 2 =

فهرست