شعر پیاله – حسن مصطفایی دهنوی

شعر و ترانه, نوشته های حسن مصطفایی دهنوی

« پياله »
گويند كتاب فضل وِرا1 يك پياله اس
كآن يك پياله شربت آن، صد پياله اس
فصل بهار و هر چه گُل و لاله مي بُوَد
آب بقاي آن همه ، از آن پياله اس
هر سبزه در بهار كه رويد ، نشانه اس
آب بقاش ، از يَم2 آن يك پياله اس
اول بشر كه از نم آن يَم بقاء چشيد
تا عاقبت بقاي بشر ، زآن پياله اس
اي نوجوان ،تو آب بقاء را چشيده اي
آب بقاي هر بشري ، در حواله اس
آب بقاي هر بشري، سهم و قسمتس
سهمش جدا جدا،به يكي زآن پياله اس
اي نور چشم من،خبر از آن بقاء بپُرس
بر عاقبت ، نشانه به غايت3 پياله اس
دنباله اي زِ عاقبت آن بقاء بـبين
ره مي رود بشر ، به هزاران ساله اس
خاك زمين ،زِ جسم بشرها مكملس
صد سال زير خاك وهمان سي ساله اس
خاك زمين كه سبز برويد زِ جسمشان
اين سبزه ها،نشانه از آن سرو و لاله اس
انديشه كن بشر، تو از اول به عاقبت
راه و روال تو،به همين يك مناله اس4
اين راه و اين طريق ،بشر بايدت رَوي
اما فغانـش، تو را به هواي نواله اس5
مُلك خداي هر دو جهان را چو بنگريم
بر نام يك خداس ، به مَثل قباله اس
راه مي رود بشر به بقاء و به عاقبت
راه و روال هر بشر از اين رواله اس6
سر سبز تر زِ سبزي دنيا،حسن چه است
حُسن سخن،كه سبزتر از سبز و لاله اس
٭٭٭
1- او را 2- دريا 3- پايان – مقصود 4- طريقه – طور – ثروت 5- لقمه- نعمت 6- ترتيب –روش
حسن مصطفایی دهنوی

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

هشت − یک =

فهرست