داستانک پر زيبا دشمن طاووس, art, iran, iran art, story, ایران, داستان, داستان ایرانی, داستانک, طاووس, قصه, هنر, هنر ایران, هنرمند, هنرمند ایرانی, هنرمندان, هنرمندان ایران, هنرمندان ایرانی
  1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. داستان
  6. /
  7. داستانک پر زیبا دشمن طاووس

داستانک پر زیبا دشمن طاووس

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :

 

حکایت،حکایت های مثنوی معنوی

داستانهای مثنوی معنوی

طاووسی در دشت پرهای خود را می‌کند و دور می‌ریخت. دانشمندی از آنجا می‌گذشت، از طاووس پرسید:  چرا پرهای زیبایت را می‌کنی؟ چگونه دلت می‌آید که این لباس زیبا را بکنی و به میان خاک و گل بیندازی؟ پرهای تو از بس زیباست مردم برای نشانی در میان قرآن می‌گذارند. یا با آن باد بزن درست می‌کنند. چرا ناشکری می‌کنی؟

طاووس مدتی گریه کرد و سپس به آن دانشمند گفت: تو فریب رنگ و بوی ظاهر را می‌خوری. آیا نمی‌بینی که به خاطر همین بال و پر زیبا، چه رنجی می‌برم؟ هر روز صد بلا و درد از هرطرف به من می‌رسد. شکارچیان بی رحم برای من همه جا دام می‌گذارند. تیر اندازان برای بال و پر من به سوی من تیر می‌اندازند. من نمی‌توانم با آنها جنگ کنم پس بهتر است که خود را زشت و بد شکل کنم تا دست از من بر دارند و در کوه و دشت آزاد باشم. این زیبایی، وسیله غرور و تکبر است. خودپسندی و غرور بلاهای بسیار می‌آورد. پر زیبا دشمن من است. زیبایان نمی‌توانند خود را بپوشانند. زیبایی نور است و پنهان نمی‌ماند. من نمی‌توانم زیبایی خود را پنهان کنم، بهتر است آن را از خود دور کنم.

منبع: parsmarket.net

 

  شرط پیرزن برای اجاره خانه اش
برچسب ها
, , , , , , , , , , , , , , , ,

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

3 × پنج =

آراد برندینگ
فهرست