شعر ققنوس – فاطمه مقیم هنجنی

شعر و ترانه, نوشته های فاطمه مقیم هنجنی

الا یا ایها الســاقی چه بگــریزم زغــم هردم
که غم صاحبدل است برما؛ زندبردل قدم هردم
چو از خاطر بشویم ردِ غم بر باد بسپارم
شبیخون می زند برما؛کند بر دل ستم هردم
فغان بردل؛ کنم شکوه به بختِ خفته برخوابم
مزن برعهدیارتکیه چوباد رقصان شوم هردم
غم گیتی ؛گَرَم برتــن هزاران آتـش اندازد
من آن مرغم کز آتش پر زند خاکسترم هردم
بگیرم اوج وچینم نور؛با مرغ هوا دوست شوم
چَشم بندم به قضا عاری از غم بشوم من هردم

فاطمه مقیم هنجنی

مطالب پیشنهادی

1 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

5 × سه =

فهرست