شعر کران دور – ستاره ملکی

شعر و ترانه, نوشته های ستاره ملکی

زبانه می کشد دوباره از زمانه ی فریب
دلم دروغ می شود از کمانه ی صلیب
زمانه و کمانه ای شده میان دیده ام
ز هرم این شراره ها
از این طلسم سازها
اگر چه صورت ظریف عاشقی
پر از نشانه شد
که انزجار از این نگاه ، روزگار شد
چه روزها که قل قلی از این کران دور شد
همان زمان
همان کران
نه این شمار روزگار

نه اینکه روز عاشقی ترور ز یک نگاه شد
به رنگ رنگ روزها
و رنگین کمان زمان
فریب خود دهد هنوز
که کاروان
سپار شد
و روزگار
شمار شد
وزندگی و این ثمر
نگار در شوکران شد

ستاره ملکی

برچسب ها

مطالب پیشنهادی

2 دیدگاه. جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

4 × 2 =

مطالب پیشنهادی

فهرست