1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. شعر و ترانه
  6. /
  7. شعر سحر و جادو – حامد نوروزی

شعر سحر و جادو – حامد نوروزی

یکی آمد ندایی بر سرم زد
بنا بر سحر وجادو حاجت زد
کنون در حال رفتن پام لنگ است
مگو ای دلربایم وقت تنگ است
چگونه از کنارت رخت بندم
به صحرا و بیابان دل بندم
بیا یارا کنارم باش
صفای راه و جانم باش
مگو دیر است و وقتش نیست
که اینک سرد و سوزان است
برو حامد جدایی عالمی دارد
که عشق او مصیبت های بی شمار دارد

  شعر کهنه شراب - فرزین مرزوقی
برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

4 × 3 =

آراد برندینگ
فهرست