شعر نقاشی – اصغر محمودی

شعر و ترانه, نوشته های اصغر محمودی

زنگ فریاد خروس
خبر از روز دگر
بر گل لاله کشید
سحر از خواب پرید
غنچه خمیازه کشید
زندگی از سر شوق
برگی از برگ سپیدار بلند
بر سر بوم نهاد
قلمو رنگ و خیال
نقش نقاشی رویش می زد
زندگی مور کشید
زندگی کار کشید
سفره از نان حلال
دل بی تاب کشید
زندگی سختی یک سال کشید
زندگی لذت یک شام کشید
حسرت از دوری پرواز کشید
زندگی ساقه ی گل
عطر ساز نی و سنتور کشید
زندگی ساز کشید
سوز کشید
گله از خاطره ی بوی خوش یار کشید
زندگی مردن یک غاز کشید
درد بیمار کشید
رنج بسیار کشید
خطر گم شدن ساقی و عطار کشید
زندگی رفتن یک رود کشید
تلی از آجر و آوار کشید
زندگی آب لنجزار کشید
آتش و نار کشید
زندگی آخر آن برگ سپید
حسرت و آه و کشید

اصغر محمودی

مطالب پیشنهادی

2 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

هجده − یازده =

فهرست