ترانه خنده ای از گریه غم انگیز تر – ژیلا شجاعی (یلدا)

شعر و ترانه, نوشته های ژیلا شجاعی

اشك مي چكد از دامنم
از دوري نگار
شمع نيمه سوخته ام
در دامان روزگار
وسوسه نسيم مي كند خاموشم
هنوز هم دلي دارم غم دار
گشته ام بي شعله و خاموشم
اشك غم برده مرا بر سر دار
سردم و سوت و كور و خاموشم
غم به قلبم مي زند زخم بسيار
اين نسيم برده شعله را سردم
در درونم تني تب دار
گويي مي خندم و نسيم هم
چه مي داند، دلي دارم غصه دار

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

نوزده − هشت =

فهرست