1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. داستان
  6. /
  7. داستان کادوی تولد – اصغر محمودی (مور)

داستان کادوی تولد – اصغر محمودی (مور)

می خوام واسه زن داداشم کادو بگیرم .آخه تولدشه .
میدونم خیلی ضایع است . واسه زن داداش باید سیانول خرید . تلف شه ایشاا… هم داداش خلاص شه هم ما . اما چاره ای نیست به خاطر داداش هم که شده باید براش کادو بخرم .
حیف اون پولی که واسه تو خرج میکنم . کم پول داداشو لفت و لیس کردی حالا نوبت ماست .
موندم چی بگیرم براش ؟!
لباس ؟! اونقد لباس خریده واسه خودش که میتونه یه لباس فروشی باز کنه . هر چند اون هیکل قناص با هیچ لباسی درست بشو نیست که نیست .
طلا بگیرم ؟! داداشم واسش به اندازه ی یه کوه طلاست . دیگه ارزش نیم گرم طلای بیشترو نداره .
بهتره واسش لوازم آرایش بگیرم .
داداشم ماهه . هلو . اما زنش وای ! وای!وای! یه لولوی واقعی . شاید با آرایش یه کم شبیه آدم شه زشت بدترکیب . هر چند ذاتش درست بشو نیست . خیلی موذیه . عامل فتنه و آشوب و خرابکاری تو خانواده . تازه هر غلطی بخواد میکنه بعد میندازه گردن خواهر شوهر . چی بگم .
همون لوازم آرایشی خوبه حداقل قیافش قابل تحمل میشه .
تولدت مبارک زن داداش عزیزم .
اصغر محمودی (مور)

  داستان کوتاه، کولبر - سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

سه × 3 =

آراد برندینگ
فهرست