شعر یلدای انتظار – رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

شعر و ترانه, نوشته های رسول چهارمحالی

یلدای انتظار
………………………….
یلدا رسید و دلم بی قرار شد
چشم انتظار دیدن روی نگار شد
یلدا رسید ،ماه دل آرا نیامدی
از کوچه باغ غربت شب ها نیامدی
یلدا بدون تو چه غم انگیز آمده
با خش خش برگ، ز پاییز آمده
شب های بی کسی و یاوری ز راه
چون عمر می گذرد،ساقی یک نگاه
یلدا دراز شده همچو غیبتت
ای کاش دیده ام ببیند هیبتت
ای کاش صبح ظهورت طلوع کند
خورشید جشن حضورت طلوع کند
ای کاش با آمدنت صاحب الزمان
باران رحمت خدا ببارد ز آسمان
ساقی به لب دعای فرج زمزمه کند
گاهی به شور نام تو را همهمه کند
…………………………………….
شاعر رسول چهارمحالی (ساقی)

فال حافظ زدم و مژده دیدار آ مد
خبر از آ مدن کاشف اسرار آ مد
شامگاهان به امید سحردولت یار
به تمنای تو دل بر سر بازار آ مد

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

هجده − هفده =

فهرست