1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. شعر و ترانه
  6. /
  7. شعر تابش خورشید – حسن مصطفایی دهنوی

شعر تابش خورشید – حسن مصطفایی دهنوی

« تابش خورشید »
در تابش خورشید، اثری رو به جهان هست
در جمله نباتات ، اثر آن به عیان هست
آن خالق خورشید و همه عالم و آدم
لطفش به همه عالم و برکون ومکان هست
بر آدم و عالم بُوَد ، آن تابش خورشید
تنها نه بر آدم ، به همه عالمیان هست
آن سود اثـر ، کـز اثـر لطف خدا بود
در گردش افلاک و زمین،واقف ازآن هست
تا روز قیامـت ، به همـان طرز بـگردد
چون گردش اینها،به همین رأی همان هست
داناتـر این آدمیـان ، فکر جهان نیست
دانایی آن بهر همین هر دو جهان هست
در دور زمین و فلک و دور سماوات
گر ما بتوان گشت ،بدانیم که آن هست
در صحنه ی تاریخ جهان ،هر چه بـبینیم
ذکرش به زبان بود و از ما به زبان هست
از روشنـی روز و از آن تاریکی شب
باید که بدانیم که نیران1 و جنان2 هست
از پیکره ی موری و تا پیکره ی فیل
مقیاس بکن ،حکمت آن در حیوان هست
آن پَـر زدن پشـه و پـرواز طیوران3
دقت بنما ، آن زِ کجا در طَیران4 هست
درک آن دانستـم، از امر خداوند علیم
کی در بدنم،جرأت وکی تاب و توان هست
در جمله ی ذرات جهان ،حکمت حق بین
هر ذره حکمت،زِهمان است و عیان هست
در کار فـرو بسته ی این آدمیان بین
لطفش به همه کار و همین آدمیان هست
نیـروی جوانـی ، بـنگر موقع پیـری
در پیری تو نیست و در فرد جوان هست
هر فرد که از تیر قضایـش بگریزد
بر فرد گریزنده ،که تیرش به نشان هست
آن قادر سبحان و توانا که بـگفتند
تا حال همان بود و در آخر، همان هست
٭٭٭
1- دوزخ – آتشها 2- بهشت 3- پرندگان 4- پرواز
حسن مصطفایی دهنوی

  شعر باز باران - حامد نوروزی
برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

17 − یازده =

آراد برندینگ
فهرست