شعر باد خزان – حامد نوروزی

شعر و ترانه, نوشته های حامد نوروزی

بادخزان
دیدم او را آه بعد از چندسال
گفتم:آیا اوست،یانه، دیگری ست
چیزهای بی شماری دراو بود و بود
گفتم:این محبوب ماست؟یعنی پری ست؟
ناگهان بانگ سروشی بردمید
گفت:
آری آری این همان پرسان پری است.
هردو دزدانه به هم کردیم نگاه
سوی هم کردیم وحیرانترشدیم
هردو شاید با گذشت روزگار
درکف باد خزان پرپر شدیم…
حامد نوروزی

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

18 + 17 =

فهرست