1. خانه
  2. /
  3. فرهنگ و هنر
  4. /
  5. شعر و ترانه
  6. /
  7. شعر قاصدک – فرزاد صفانژاد

شعر قاصدک – فرزاد صفانژاد

قاصدک ، گفته ای اینبار ، عزیزش هستم !
همه یِ زندگیش نه ! همه چیزش هستم !
..
قاصدک مـژده بده دیدنِ لـبـخـندش را
تو بگو : ـ باز گِره زد ، به تو پیوندش را
..
قاصدک در دلِ من چشمِ کسی مانده به در
گفته اینبار ، کسی میرسد ، اینبوده خبر !
..
قاصدک ، گفته به تو ، از دلِ من باخبر است
نکند ذکرِ شبم ، این همه شب بی ثمر است ؟
..
قاصدک ، نورِ دوخورشید به چشمانش هست

از لـبش ، وای نگـو ، لـعـلِ بدخـشانش هست
..
قاصدک ، میل کند ، شهر به هـم مـیـریـزد !
فـتنـه و فـتنـه گر از اوست که برمیخیـزد !
..
قاصدک ، باز بگـو ! نامِ مـرا مـیگوید !
در دلِ اینـهـمـه بـیگانه ، مـرا مـیـجـوید
..
قاصدک ، در دلِ تنگـم ، هوسِ دیدنِ اوست
غـنچه یِ سرخِ لـبم ، مـنـتـظرِ چـیدنِ اوست
..
باغِ تَـن در هوسَـش غرقِ گُـل و نسرین است
چشمِ او ، مَحرم و اصرارِ دلـم ، تـمکـین است
.

فرزاد صفانژاد
.

  شعر شیب شانه هایت - حامد نوروزی
برچسب ها

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت را پر کنید
این قسمت را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

پنج × 2 =

آراد برندینگ
فهرست