شعر یلدای تنهایی – فرزاد صفانژاد

شعر و ترانه, نوشته های فرزاد صفانژاد

.
آجیلِ تلخ و زهرِ تنهایی
چشمِ سیاه و خسته و غمگین
یلدا همین کِز کردنِ باباست
وقتی نمونده قصه‌ای شیرین !

یلدا شبیه چشم تو تاریک !
یلدا شبیه قلب من ، سرده !
فردای یلدا شاید این اندوه
از قلب ما آروم برگرده !

من باروتِ نگاهِ تو
یک انفجار تازه می‌بینم ،
شاید که فردا بعد از این یلدا
در چله‌ی چشم تو بنشینم
….
..
 فرزاد صفانژاد
.
…..

مطالب پیشنهادی

1 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398-10-03 23:20

    درود ها
    بسیار زیبا و دلنشین سروده اید
    پاینده باشید

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

19 − نه =

فهرست