شعر خون تو ریخت – رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

شعر و ترانه, نوشته های رسول چهارمحالی

مرثیه شهادت حاج قاسم سلیمانی
——————————-
خون تو ریخت که چشمان ولی تر نشود
باز بر نیزه سر سید و رهبر نشود
خون تو ریخت به پای شرفت ای سردار
سر بابا به طبق همدم دختر نشود
خون تو ریخت که در کوچه نبندد راهی
پسری شاهد سیلی رخ مادر نشود
خون تو ریخت که با کوچ شقایق دیگر
طعنه و زخم زبان بر تن کوثر نشود
خون تو ریخت به دریای جنون ای سردار
کوفه و شام دگر صحنه محشر نشود
خون تو ریخت که در کشورمان تا به ابد
جبهه ی جنگ پر از معبر و سنگر نشود
خون تو ریخت که در خاک بلاد اسلام
قاسم و اکبر و اصغر که پرپر نشود
خون تو ریخت علمدار و سپهدار حرم
روضه خوان داخل گودال که خواهر نشود
سرخی پرچم تو از سفر کرب و بلاست
که روی نیزه سر تشنه ی بی سر نشود
خون تو ریخت که تا صبح ظهور مهدی
هیچ کس هیچ کجا زار و مکدر نشود
————————–
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

مطالب پیشنهادی

1 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398-10-22 23:23

    درود ها استاد
    بسیار زیبا و دلنشین سروده اید
    پاینده باشید

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

دوازده − چهار =

فهرست