مرثیه شهادت حضرت زهرا (س) – رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

شعر و ترانه, نوشته های رسول چهارمحالی

مرثیه داغ دل حیدر
شهادت حضرت فاطمه الزهرا س
—————،——————–
دوباره شهر مدینه پر از تلاطم و درد
نحیب ماتم سختی به سینه ی یک مرد
دوباره داغ پیمبر که سر نموده باز
دوباره روضه و ماتم گشته است آغاز
حدیث غصب فدک را شنیده ای آیا؟
چرا به فصل جوانی خمیده ای زهرا ؟
ز دست این همه ظلم و ستم شدی پرپر
چرا تو آ یه آ یه شدی سوره ی کوثر
نسیم باد صبا روضه را چنین گفته
که فاطمه چند روزی به بسترش خفته
ز بعد مرگ پدر تا زمان پروازش
درون کلبه ی احزان اشک گشته دمسازش
خبر رسیده ز کوچه ز ضربت سیلی
زدست دشمن کافر رخش شده نیلی
شکسته باد مغیره دست و بازویت
ترحمی تو نکردی به صید و آهویت
خبر رسیده که غسل و کفن شبانه شدی
میان شهر پیمبر چه بی نشانه شدی
علی که لنگر عرش بر زمین باشد
ز داغ فاطمه محزون و دل غمین باشد
سرشک دیده ی زینب ببین که باریده
حسین حسن و کلثوم گشته غمدیده
وصیتی بنمود که دلم نموده کباب
حسین تشنه لبم را بده شبانه تو آ ب
———–،——————————-
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

مطالب پیشنهادی

1 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398-11-09 00:05

    درود ها
    بسیار زیبا سروده اید
    ******
    « آفتاب روشن »
    اي آفتاب روشنِ گلبار احمدي
    نور چراغ خالق و يار محمدي
    وصف صفات و زهد تو،گفتار سرمد1 است
    قرآن دليلي است ، به گفتار سرمدي
    اي فاطمه(س) تو نور هدايت شدي به خلق
    چون نور حق ،زِ مشرق يثرب2 بر آمدي
    يك گوهري شدي ،زِ صدف خانه رسول
    زآن بحر پُـر صدف ،زِ گوهر بهتر آمدي
    زن بوده اي ،وليكن از افكار بي دغل3
    از صد هزار مرد دغلكار ، بهتر آمدي
    مريم اگر زِ طفل خودش ، افتخار يافت
    خود از حسين(ع) خود،تو زِ مريم سرآمدي
    گفتن زِ حوض كوثر4 و آب بقاي آن
    اي فاطمه (س) نكوتر از آن كوثر آمدي
    روشن چنان چو زهره و زهراي اطهري5
    از هـر ستاره اي ، به نظر خوشتر آمدي
    اولاد آن رسول(ص) ،زِ تو آمدن پديد
    بر آل آن رسول(ص)،تو خود مادر آمدي
    اول كسي كه غمخور6، پيغمبري نبود
    اي فاطمه (س) تو غمخور پيغمبر آمدي
    نه سال همسري تو مي بود با علي(ع)
    كي7 با علي(ع) به مثلش همسر آمدي
    فرياد و صد فغان كه نبودم به خدمتت
    آندم كه ضربه اي به تو از آن در8 آمدي
    هيهات از آن دمي،كه زِ جور و جفاي خلق
    رنجور و ناتوان ، به سوي بستر آمدي
    وصف صفات پاك تو گفتم: بر اين اميد
    شايد شفيع بر حسن، از داور9 آمدي
    ٭٭٭
    1- هميشه – دايم 2- مدينه 3- مكر و حيله 4- حوضي در بهشت 5- پاكتر– پرهيز كردن از گناه 6- غم خوار 7- چه كسي 8- درب 9- خداوند
    حسن مصطفایی دهنوی

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

5 × 2 =

فهرست